عبدالله مستوفى
208
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
سرتاسر شهر را پيموده ، بسربازخانهء خود برگردند . من براى اين گردش نظامى هيچ راه معقولى نتوانستم فكر كنم ، جز اينكه خواسته باشند ، چشم افراد و افسران جزء امنيه و شهرىها عدهء مسلح ببيند و واردين شبانه را هم نظير آنها تصور كنند و براى حفظ انتظامات بدانند . و مسلما دستور اين عمل از طرف مؤسسين اصلى كودتا داده شده است زيرا سپهدار خيلى از اين تدبيرات بدور بوده است . از تمام اين مقدمات به اين نتيجه ميرسيم كه حضرت سپهدار اعظم هم ميدانسته است كه آمدن اين عده به شهر ، بطورى كه خودشان بسردار همايون گفتهاند براى ديدار خانواده و وصول حقوق عقبمانده نيست ، بلكه براى كار فوق العادهايست ، منتها اين اقدامات را براى تقويت كابينهء خود ميپنداشته . و متوجه چاهى كه جلو راه خود مىكند نبوده و گيلكمرد ميخواسته است ببيند « آخرش چطور مىشود » . اين بود ، شرح تداركات مقدماتى كودتا . ولى ممكن است براى خوانندهء عزيز اين فكر بيايد كه براى توضيح تداركات مقدماتى كودتا ، چرا من بيكى از آقايان افسران عاليرتبهء امروز ، كه بازيگران درجهء دوم و سوم اين واقعه ، و حاضر و ناظر قضايا بودهاند ، يا به خود سيد ضياء الدين كه عامل قلمى كودتا بوده است ، مراجعه نكرده و از اطلاعات و مشاهدات آنها استفاده ننموده ، و نوشتهء خود را در اين وقعهء تاريخى ، بحدس و تخمين و قياس و استدلال و احيانا پارهاى از شنيدههاى خود كه در بىغرضى گويندهء آنها ترديدى نداشتهام ، منحصر كردهام . البته رجوع بآقايان براى من مشكلى نداشت . ولى در اين صورت كتاب خود را تخته مشق افكار و نظرات خصوصى نموده ، و ميدانى براى تظاهر و خودنمائى و حقبجانبى و بىگناهى اشخاص باز ميكردم . اين بود كه اصول مسلم ، و دنبال هم انداختن تاريخ وقايع ، و نتيجه گرفتن از آنها و منطق و استدلال و گاهى هم صبر و تقسيم را ترجيح دادم ، و در حقيقت محاكمهء تاريخى كردهام ، نه تاريخنويسى . چنانكه كرارا نوشتهام ، من جاهطلبى تاريخنويسى ندارم . ذكر وقايع ، با مستندهاى معمولى و تطبيق آن با كليات ، بطورى كه نوشته ، ( بقول يكى از نويسندگان زمان ) ارزش تاريخى پيدا كند ، با آقايان مؤرخين معاصر است . هيچ بعيد نميدانم كه در آينده ، كه ناگزير اين قسمت از تاريخ كشور ما بيشتر غربال خورده و نرم و درشت آن بهتر از هم جدا شود . مطالبى كه من امروز اصل مسلم دانسته ، و از آنها نتايجى گرفتهام ، در نزد نقادهاى آينده ، سست و بيمايه به نظر بيايد . من امروز ، با مصالح امروزه ، اين محاكمهء تاريخى را پىافكنى نمودهام ، اگر در آينده مصالح بهترى پيدا شود ، مربوط بامروز نيست . كودتاى شب سوم حوت 1299 روز دوم حوت 1299 ، آقاى فتح اللّه مستوفى چايمان و تب كرده پاى كرسى اطاق بيرونى راحت نموده ، و بادارهء تشخيص عايدات ، كه در آن اداره ، همچنان ، برياست ماليات مستقيم برقرار بود ، نرفته بود . منهم ، براى رفع تنهائى او ، از خانه ، بيرون نرفتم .